حقیقتی در مورد کیفیت روابط زناشویی در ادیان مسیحی که اکثر مردم از آن بی‌اطلاع‌اند

سریال «سرگذشت یک ندیمه»، ماجرایی است که قطعن چندین و چندبار اشک‎‌تان را جاری خواهد کرد. این سریال می‌تواند مجبورتان کند از شدت حرص دست‌تان را گاز بگیرید و فریاد استیصال سر دهید. همه‌چیز از قانونی تبعیت می‌کند که با عقل و توقعات انسان امروزی منافات دارد. قوانین شهر «گیلیاد»، شهری جدید درون فیلم، از کتاب مقدس (کتاب ادیان مسیحی، یهودی، سامریان و چندی دیگر از ادیان) برگرفته شده است.

شروع فیلم

خانواده‌ای سوار بر اتومبیل‌، با سرعت، میان جاده‌ای متروک در حرکت هستند. نفس‌هایشان بلند و بریده بریده‌است. چشم‌هایی لرزان که مدام به پشت سر خیره می‌شوند. مادری که کودکش را در آغوش می‌فشارد. توقف. مردی که به همسرش می‌گوید بی‌وقفه فرار کند و به پشت سر نگاه نکند. همه‌ی این موارد و فضای جنگل ترس و دلهره را به مخاطب القا می‌کنند. صدای شلیک گلوله و در نهایت، مردانی سیاه‌پوش که مادر و فرزند را از یکدیگر جدا می‌کنند و با ماشین‌های متفاوت به سمت مقصدی نامعلوم می‌برند. این تازه آغاز ماجرای بردگی و جایگاه زن در کتاب مقدس است.

مراسم تجاوز

جون آزبورن شخصیت اصلی فیلم ندیمه‌ای است که کرامت انسانی و زن بودنش را نمی‌تواند فراموش کند. آزادی‌ای که از او سلب شده و فرزندی که حالا در کنارش نیست باعث می‌شود تا دست به کارهایی بزند که دور باطل بردگی زنان دچار تغییراتی شود. ندیمه‌ها، زنان باروری هستند که لباس قرمز می‌پوشند. رنگ قرمز در کتاب مقدس به نشانه‌ی زندگی و شهوت است. ندیمه‌ها مامور به دنیا آوردن فرزند برای فرماندهان هستند. در شبی خاص در هر ماه، “مراسم” اجرا می‌شود. فرمانده گوشه‌ای ایستاده و بخشی از کتاب مقدس را می‌خواند «همسر پیامبر چون بچه‌دار نشد برای همسرش کنیزی برگزید تا از او صاحب فرزندی شود». صحنه‌ی بعد همسر فرمانده با پای باز روی تخت نشسته و ندیمه میان پاهای زن دراز کشیده است. فرمانده بدون هیچ لمسی رابطه را با ندیمه برقرار می‌کند و تمام. تجاوزی که ماهی یک‌بار رخ می‌دهد و تنها زمانی که ندیمه باردار شود، خاتمه می‌یابد.

جایگاه زن در کتاب مقدس

همه چیز به طرز مسخره‌ای برده بودن، بی‌مصرف بودن و تنها ابزاری برای تولید مثل بودن زن‌ها را به نمایش می‌کشد. حتی همسران فرماندهان نیز به نحوی برده‌ی همسران خود هستند. زن‌ها اجازه‌ی تحصیل ندارند مگر آموزش موارد خانه‌داری و همسرداری. هیچ زنی اجازه‌ی خواندن و نوشتن ندارد. کار کردن زن بیرون از خانه یا همراه مرد ممنوع است. زن‌ها اجازه‌ی اظهار نظر ندارند و تنها کاری که می‌توانند انجام دهند خانه‌داری است. جالب این‎‌جاست که اسلام سوادآموزی را برای همه لازم می‌داند و از حقوق زن دفاع می‌کند. در تمامی صحنه‌های فیلم مدام جملاتی از کتاب مقدس بازگو می‌شود. جملاتی مثل ثمره پر برکت باشد (میوه‌ی دل یا همان بچه) یا آیه‌هایی که اجازه می‌دهد مرد به زن تجاوز کند. نکته‌ی دیگری که عجیب و غیرمتعارف است، ممنوع بودن روابط عاشقانه و احساسی بین زن و شوهر است. زن‌ها چه به عنوان ندیمه و چه همسر تنها وسیله‌ای برای بارور شدن هستند و حق هیچ‌گونه لذتی را ندارند. شاید برای شما هم جالب توجه باشد که کتاب مقدس نه تنها در فیلم بلکه در واقعیت هیچ جایگاهی برای روابط لذت‌بخش زناشویی ندارد و هدف از رابطه‌ی جنسی را تنها فرزندآوری می‌داند. هرگونه عملی که لذتی به همراه داشته باشد را به شدت نکوهش کرده و گناه می‌خواند. از آن طرف اسلام که به عنوان دین عقب مانده‌ها از آن یاد می‌کنند در کتاب‌اش قرآن، رابطه‌ی جنسی را امری برای آرامش یافتن زن و مرد در نظر می‌گیرد و در آیات و احادیث متنوع می‌توانیم ردی از آموزه‌های جنسی برای لذت بردن بیشتر را نیز بیابیم. فیلم به خوبی نشان می‌دهد که مرد با نیازهای برآورده نشده‌اش چه کارهایی می‌کند. میل به خیانت و انجام آن به اشکال مختلف. سست شدن و از بین رفتن روابط عاطفی بین همسران، روابطی که پیش از شروع این آیین، عاشقانه و گرم بودند. بوسیدن حتی به نحوی بی‌ارزش جلوه می‌کند زیرا بوسیدنی که امیالت را بیدار کند اما به رابطه‌ای گرم ختم نشود، رفته رفته طعم شیرین‌اش را از دست خواهد داد. برای شناختن دین‌ها، برای اظهار نظر کردن در مورد هر موضوعی ابتدا باید اندک اطلاعاتی در مورد جنبه‌های گوناگون آن جمع‌آوری کرد. به خوبی می‌دانیم که داشتن روابط گرم و صمیمی میان زن و مرد چه نقش مهمی در تحکیم رابطه و زندگی مشترک دارد. هدف زندگی مشترک تنها تولید مثل نیست.

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *